فساد در دیپارتمان پلیس سوئد همکاری پلیس سوئد با جمهوری اسلامی مصداق کوری که شود اعصاکش کور دگر

وقتي به اداره پلیس مراجعه کردم و در مورد پروندهای سوقصد به جانم پرس‌وجو کردم مامور پلیس به من گفت پرونده بسته شده با نا باوری همه کاغذها را در جیبم گذاشتم و از اداره پلیس خارج شدم تا با

Annelie Anderson

که اسمش پایین صفحه آمده تماس بگیرم

وقتي او به من زنگ زد با شماره private ( شماره مخفی) زنی با وحشت گفت به دلایل ذکر شده  ما آدرس محل سو قصد را نیافتیم فیلم دوربین *دوساعت بود ما حوصله  نداشتیم ببینیم من تماس تلفنی را ضبط کردم ولی به خاطر اینکه زنک از ترس قالب تهي نکند این مکالمه را آپلود نکردم  خلاصه من توضیح دادم که تا شب آدرس و عکس دوربین ها را به پلیس تحویل دهم او با وحشت گفت پرونده دوبار باز می شود.

من عکس های مورد نظر را تهیه کردم و  تا شب به اداره پلیس رساندم و آنها به من این تکه کاغذ را دادند و گفتند عکس ها را  به این ایمیل بفرست.

من عکس ها را با ایمیلم فرستادم  و رسید دریافت کردم

و فردای آنروز به شماره ۱۱۴۱۴زنگ زدم

مکالمه من و اپراتور:

۱.

https://www.uplooder.net/files/fe18141e7f07c5d3e0e096ddcf097d81/police-1.m4a.html

۲.

https://www.uplooder.net/files/2be38590cbb3b0209b4aec9442d28b5c/police-2.m4a.html

۳۰

https://www.uplooder.net/files/21a362b6ac75a25f8b080a01bd9a2eaf/police-3.m4a.html

و روز جمعه یازده فوریه وقتي دوباره زنگ زدم بعد از اینکه فهمیدم مسئول پرونده سه بار عوض شده و مرتیکه Kristian دوباره مسئول پرونده شده مردک با وقاحت تمام همه چیز را انکار کرد و خاک روی زکاوت دیکتاتور و نوکرانش پاشید.

۱۰

https://www.uplooder.net/files/73dc3cb220fe57426770bc1fd392cbb0/police-4-.m4a.html

*دقیقا  در شب حادثه با پلیس تماس گرفتم و بعد از گزارش حادثه  دوساعت پشت خط بودم یعنی از محل حادثه  تا اداره پلیس طوری که تلفن را که هنوز در نوبت پلیس بود در اداره پلیس قطع کردم .

**چنان پشت تلفن از تانگو دلتا آلفا صحبت می کنند انگار دارند به هواپیما آدرس می دهند در حالی که خانم ها و آقایان دست راست و چپشان را بلد نیستند این عکس پای چپ من است که در اثر تصادف کبود شده در حالی که اگر گزارش پلیس اولین مدرک آپلود شده در این مطلب است را بخوانید خانوم بی سواد سوئدی نوشته پای راست تازه عکس برداری هم کرده اند.

همکاری پلیس سوئد و جمهور اسلامی کوری  که شود عصا کش کور دگر .

یک چریک

گفتگو با کریستین یکی از شکنجه‌گران Kriminalvården

×

۱.

https://www.uplooder.net/files/f6c69b7f0b86b74adb32f37922679eba/Voice-006-1-1.m4a.html

من نمی توانستم درست حرف بزنم چونخسته بودم  دو ماه گذشته سخت کار کردم تا بتوانم دوربین عکاسی بخرم و تصاویر ی از جنایاتی که هروز در حق پناهجویان می کنند  تهیه کنم ولی بدبختانه هموطنان فریب‌خورد  با آگاهی از نقشه من حقوق دو ماه مرا نپرداختند و دشمن با یک تیر چند نشان را زد.

۲.

https://www.uplooder.net/files/48e726613a206c5836dd5adc8c11dcaf/Voice-006-44.m4a.html

۳.

https://www.uplooder.net/files/18051f171f56aeacc1f0493867d7a7ba/Voice-006-3.m4a.html

۴.

https://www.uplooder.net/files/0c48460e71154298eba387a5d9df5463/Voice-006-4.m4a.html

۵.

https://www.uplooder.net/files/b3c4e50899baf5383fbbb0404b55c553/Voice-006-5.m4a.html

۶.

https://www.uplooder.net/files/58e65c6d633f1982bf090ef3a5b08a89/Voice-006-6.m4a.html

۷.

https://www.uplooder.net/files/4945bd5c4593092188b3a93ef72868ab/Voice-006-7.m4a.html

۸.

https://www.uplooder.net/files/fbcb1e3b84a48aa8dd0f16f27d4d1265/Voice-006-8.m4a.html

۹.

https://www.uplooder.net/files/f5f50e5ced2c3608eacc1880edf4f119/Voice-006-99.m4a.html

۱۰.

https://www.uplooder.net/files/26e7ec04620e8d92e30ac134dbd79919/Voice-006-10.m4a.html

۱۱.

https://www.uplooder.net/files/0633d6a26abcdaa7f8079162a99e4fd7/Voice-006-11.m4a.html

۱۲.

https://www.uplooder.net/files/122c59453618fcd99409ad07134f7078/Voice-006-6-1.m4a.html

۱۳.

https://www.uplooder.net/files/9799bd15ceda917d5811325c9b94e9f2/Voice-006-1.m4a.html

خیلی خودمو نگه داشتم و زن بود  وقتی با زبون انکار کرد و با لبخند تایید کرد  بامشت نزدم تو صورتش

۱۴.

https://www.uplooder.net/files/bba3e9cc246e9555714cbe322f2a8f6f/Voice-006-2.m4a.html

زنک در باز کرد گفت بزار کمکت کنم گفتم تو نمی تونی کمک کنی.

 زنک اگر چیزی که جمهوری اسلامی می خواهد در شما نبیند دوباره دستگیر و شکنجه خواهید شد

این زن هیچگاه صورت و نام واقعی خود را به من نشان نداده من بارها نام خانوادگی اورا پرسیده ام پنهان کاری پلیس سوئد تایید ی بر آلوده بودن دستان این جنایت کاران است.

روزی  کریستین در زندان به همراه کارکنان زندان برای سرو غذا آمده بود و دستش را روی صورتش گرفته بود تا هویتش را پنهان کند.

مهم تر از همه من صحبت با مترجم را نپذیرفتم چون اول نمی خواستم اتفاقی که در روز پنجم اعتصاب غذا افتاد تکرار شود یعنی من در مقابل یکی از خواهران جوانمان قرار بگیرم و دیگر اینکه صدا و لهن من طعنه ای به کلیسا وفاسدان جمهوری اسلامی بود.

یک چریک 

برای خودم کریم هزیفا علی خادم و همه بچه های که واقعا تنها گناهشان عقاید و دینشان است.

گفتگو با کریستین یکی از شکنجه گران kriminal vorden